دل‌نوشته‌های یک گیمر خسته؛ سه حقیقت تلخی که ما گیمر‌ها باید بپذیریم!

دل‌نوشته‌های یک گیمر خسته؛ سه حقیقت تلخی که ما گیمر‌ها باید بپذیریم!

 

توی این قسمت، سراغ سه موردی رفتیم که شاید در دید اول کاملا بدیهی به نظر بیان، اما خیلی از ما مخاطبا به سختی می‌تونیم باهاشون کنار بیایم و قبولشون کنیم!

همه در انتخاب آثار مورد علاقه‌شان مختار هستند؛ ما از کسی برتر نیستیم!

دل‌نوشته‌های یک گیمر خسته؛ سه حقیقت تلخی که ما گیمر‌ها باید بپذیریم!

یک جو خاصی توی اکثر مدیوم‌ها، خصوصا سینما و بازی‌های ویدیویی وجود داره که یه قشر خاص، یجورایی خودشون رو به مراتب از بقیه بالاتر میدونن و عمیقا اعتقاد دارن که خودشون فقط آثار باکیفیت و ارزشمند رو دنبال می‌کنن و اگر گروهی یا عده‌ای، به سبک یا ژانر متفاوت و معمولا عامه پسندی علاقه داشته باشن، حتما اون افراد چیز زیادی نمیدونن و آدمای فهمیده‌ای نیستن!

توی دنیای گیم، این طرز تفکر به شکلای مختلف خودشو بروز میده. مثلا یه هجمه عظیمی علیه بعضی بازیا، خصوصا بازیای بتل رویال وجود داره و یه سری افراد، که معمولا بیشتر وقتشون رو صرف بازیای داستانی و تک نفره می‌کنن، یه دید بالا به پایین عمیقی نسبت به افرادی که بتل رویال بازی می‌کنن دارن. بتل رویال مسخره است، Fortnite مال بچه‌هاست و خیلی جمله‌های دیگه‌ای که میشنویم. به درست یا غلط این جمله‌ها اصلا کار ندارم. اما بحث اینه، اگه میلیون‌ها نفر یه سری آثار خاص، مثل بازیای آنلاین یا بتل رویال رو تجربه می‌کنن، لحظات خوشی رو تجربه می‌کنن و از بازی کردن لذت می‌برن، آیا بقیه اصلا حق اظهار نظر برای بقیه رو دارن؟ من خودم اکثرا بازیای داستانی، کواپ یا تک نفره رو تجربه می‌کنم و گاه و بیگاه سری به بازیای آنلاین هم میزنم، اما آیا اصلا موضوعیتی داره که بخوام مدام در مورد علایق بقیه صحبت کنم و یا به نوعی، خودم رو بالاتر از بقیه بدونم که چرا بازیای داستانی و تک نفره رو تجربه می‌کنم؟ قطعا نه.

صد البته که صحبت‌های دوستانه یا کری‌خونی‌های عادی، اصلا مشکل خاصی ایجاد نمی‌کنه، ولی قضیه جایی مشکل ساز میشه که این صحبت‌ها، فضای یک جمع رو سمی می‌کنه و یه حالت غیر دوستانه ایجاد می‌کنه. همون طور که گفتم این رفتار بیشتر از سمت افرادی دیده میشه که خاص پسند‌ترن یا هر اثری رو تجربه نمی‌کنن و به همین دلیل، عمیقا اعتقاد دارن که حتما از بقیه بیشتر میفهمن و درک بیشتری دارن! باز هم اشاره می‌کنم درستی یا غلط بودن این صحبت جای بحث نداره، بحث اصلی اینه که دلیلی نداره این صحبت‌ها اصلا مطرح بشه!

یه نمونه دیگه از این موضوع هم وقتی دیده میشه که یه سری افراد، به کسایی چه آثار شرقی یا با آرت استایل انیمه‌ای رو تجربه می‌کنن، با یه دید منفی و بعضا تحقیرآمیز نگاه می‌کنن! باشه، اگه از  Genshin Impact یا هر بازی دیگه‌ای خوشمون نمیاد، خب تجربش نمی‌کنیم! نیازی نیست دست به تحقیر بقیه بزنیم و فکر کنیم که قطعا ما که مثلا آثار کیج رو بازی می‌کنیم یا با داستان‌های درگیر کننده‌ی Red Dead Redemption 2 و TLOU سرگرم میشیم، بالای عرش نشستیم و بقیه فرسنگ‌ها با ما فاصله دارن!
خلاصه‌ی کلام اینه که دلیل وجود سبک‌های مختلف، همین نکته است که آدما سلایق متفاوتی دارن. من خودم آن چنان با آثار نوبتی ارتباط قوی‌ای برقرار نمی‌کنم مگر در موارد خاص، ولی هیچوقت طرز فکرم رو به بقیه تحمیل نمی‌کنم و افرادی که این آثار رو تجربه می‌کنن رو بی‌سواد خطاب نمی‌کنم! چه بازیای داستان محور و تک نفره، چه بازیای آنلاین و بتل رویال، تک‌ تکشون جزوی از این صنعت بزرگ هستن و قابل احترامن.

دل‌نوشته‌های یک گیمر خسته؛ سه حقیقت تلخی که ما گیمر‌ها باید بپذیریم!

نکته‌ی آخر هم در این موضوع اینه که یه سری از افراد، در راه توجیه و دفاع از آثار مورد علاقشون دست به تحقیر بقیه آثار و مخاطبان می‌زنن. از فلان بازی خوشت نیومد؟ حتما درک و شعور لازم رو نداشتی! این بازی رو استاد برای افراد خاص ساخته و مفاهیمش بیست سال از جامعه جلوترن! لازم نیست وارد جزئیات بشم تا متوجه بشین در مورد چه افرادی و چه آثاری حرف می‌زنم، ولی خب احتمالا بین بعضی دوستان و اطرافیان، این جور آدما رو دیده باشین. طرفداری سر سخت و افراطی که نه تنها مشکلات و نقاط ضعف بازیای مورد علاقشون رو نمی‌بینن، بلکه برای دفاع از بزرگی و عظمت یه بازی، به تحقیر و تخریب بقیه افراد و بازیا هم دست میزنن.
نکته این جاست که اگه یه اثر واقعا هنری، ارزشمند و فوق‌العاده باشه، نیازی نداره که مخاطبای اون بازی با توجیه و تخریب و تمسخر، بزرگی و عظمت اون بازی رو اثبات کنن. تازه میشه گفت این جور رفتارای افراطی، یه جوری خلاف قضیه رو ثابت می‌کنه!

همیشه سازندگان و ناشران مقصر نیستند، ما هم دخیلیم

یه دیدگاه و جو دیگه‌ای که توی دنیای گیم وجود داره اینه که همیشه همه‌ی کاسه و کوزه‌ها باید سر سازنده‌ها و ناشرا شکسته بشه و ما مخاطبا یجوری کاملا عاری از خطا و تقصیریم! اشتباه برداشت نکنین، خود من به شخصه معتقدم واقعا خیلی از سازنده‌ها، توی یه سری تصمیمات افتضاح عمل می‌کنن و نتایج فاجعه باری رو رقم می‌زنن، اما این یه سکه‌ی دو رو و ما مخاطبا هم کاملا توی یه سری موارد نقش داریم.

چرا بازیای خطی کمتر شدن، چرا خیلیا از بازیای قدیمی جهان آزاد شدن، چرا یه سری فرنچایز‌ها مثل Dishonored به فراموشی سپرده شدن و خیلی گلایه‌های مختلف دیگه که از سمت افراد مختلف مطرح میشه و صرفا سازنده‌ها رو مقصر می‌دونه در حقیقت برعکسه و انگشت اتهام بیشتر سمت مخاطبای عام این صنعت باید گرفته بشه. چرا پرداخت درپن برنامه‌ای یا همون Microtransaction‌ها به شکل ویروسی زیاد شدن؟ چون مخاطبا به شدت از این ویژگی استفاده کردن! چرا یه سری استودیو که آثار داستانی می‌ساختن رو آوردن به سمت بازیای سرویس محور یا آنلاین؟ چون یه سری آثار خاص، هر چقدر هم هنری و فوق‌العاده باشن، بازدهی مالی مطلوب رو ندارن! چرا یه سری فرنچایز‌ها به فراموشی سپرده شدن؟ چون تا وقتی که زنده بودن و عرضه می‌شدن، اون جور که باید و شاید ازشون استقبال نشد!

البته بازم به این نکته اشاره می‌کنم که مقصر اصلی، هنوز هم سازنده‌ها و شرکتای بزرگن، اما نباید از این نکته هم غافل بشیم که خود ما هم به نوبه‌ی خودمون ممکنه تاثیر داشته باشیم توی بعضیا اشتباهات. واکنش‌ ما، بازخورد ما و سلایق ما، کاملا می‌تونه جهت کار سازندگان رو مشخص کنه.

دل‌نوشته‌های یک گیمر خسته؛ سه حقیقت تلخی که ما گیمر‌ها باید بپذیریم!

فرنچایز‌ها باید پوست اندازی کنند

نوستالژی، مثل مخدری میمونه که شاید در دید اول برای ما جذاب باشه، اما در بلند مدت، بیشتر آسیب می‌رسونه تا مفید باشه. دلیل اصلیش هم اینه که ما بیشتر به خاطر خاطراتی که داریم حس نوستالژی برامون تداعی میشه و لزوما ممکنه گذشته، پر از اتفاقات خوب نبوده باشه!

یه چیزی که خودم به شخصه دیدم اکثر افراد بهش اشاره می‌کنن، این نکته است که یه سری فرنچایز‌ها و بازیا، دیگه حس و حال قدیم رو ندارن و جذابیت گذشته رو منتقل نمی‌کنن! یا این که یه سری بازیا، بیش از حد دچار تغییر شدن و اون هویت اصلی خودشونو از دست دادن. یه بخشی از این صحبت‌ها می‌تونه درست باشه و یه سری آثار، می‌تونن به شدت توی گذشت زمان و تغییر نسل افت کنن، اما یه حقیقت دیگه وجود داره و اونم اینه که بازیای ویدیویی، یه هنر در حال بلوغه و نمیشه انتظار داشت که همون جور که بازیا بیست سال پیش عرضه شدن الان هم اینجوری عرضه بشن! نمیشه انتظار داشت نسخه‌ی جدید Resident Evil با دوربین ثابت، ساختار قدیمی و یک سری المان از مد افتاده عرضه بشه! نمی‌شد انتظار داشت که God of War، هنوز هم با دوربین ایزومتریک به کار خودش ادامه بده و ساختار سنتی خودشو حفظ کنه! هر نسل که جلو میره، ساختار بازیا، سیستم داخلیشون و هویتشون دچار تغییر و بلوغ میشه و نمیشه انتظار داشت که چون یه سری آثار توی گذشته با ساختار قدیمی موفق شدن و ازشون خاطره داریم، الان هم بتونن موفقیت خودشونو تکرار کنن! و خب طبیعیع توی این پروسه، ممکنه یک سری ویژگی‌های مورد علاقه‌ی ما هم دچار تغییر بشه!

منبع : gamefa.com | با مووی پلات همراه باشید !
*برای مشاهده مطالب بیشتر و مشابه “اینجا” کلیک کنید.


درصورت نیاز برای ارتباط با مدیریت سایت، بر روی “ارتباط با مدیریت وبسایت” کلیک کنید..

حتما ببینید

آگهی شغلی بازی Black Panther جهان باز بودن محیط آن را تایید می‌کند

آگهی شغلی بازی Black Panther جهان باز بودن محیط آن را تایید می‌کند

انتشار یک فهرست شغلی جدید تایید می‌کند که بازی Black Panther دارای یک نقشه و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *